سکوت میکنم که چون سکوت خیلی بهتره

تو اینستاگرام هم عضوم لطفا فالوم کنید

سکوت میکنم که چون سکوت خیلی بهتره

تو اینستاگرام هم عضوم لطفا فالوم کنید

  • ۰
  • ۰

مدل مو مردانه کوتاه,مدل مو مردانه ساده


برای مشاهده مدل موها روی عکس زیر کلیک کنید.

5913402bd14a6 hairatyle luxury irnab ir مدل مو مردانه کوتاه


انواع جدیدترین مدل مو مردانه کوتاه | مدل مو لاکچری | مدل مو کوتاه

  • الهه گرایلی
  • ۰
  • ۰
تعبیرخواب خون در خواب irnab ir تعبیرخواب خون در خواب

تعبیرخواب خون در خواب


تعبیرخواب خون یوسف نبی علیه السلام:

دیدن خون در خواب درد و غم است. دیدن خون کم کردن دلیل تندرستی می باشد واز غم و درد راحت گردد.

در مورد دیدن خون در خواب حضرت دانیال و ابراهیم کرمانی گوید:

اگر خواب بیننده ببیند که خون بسیار از بینی او بیرون آمد و ضعیف نشد، دلیل کند بر یافتن مال حرام، خاصه که جامه او به خون آلوده گردد. اگر خواب بیننده ببنید که خون اندک فرود آمد و قوت ضعیف شد و جامه آلوده نشد، دلیل است که درویش گردد و مالش را نقصان افتد. اگر ببیند که تنش نیرو گرفت، دلیل بر یافتن مال حرام استفاده کند.

در مورد دیدن خون در خواب ابراهیم کرمانی می گوید:

اگر خواب بیننده ببیند که خون می خورد، دلیل است مال حرام خورد یا خون ناحق کند. اگر اندامی از اندامهای او بریده شود، چنانکه آن اندام از وی جدا شد، دلیل است زننده زخم، سفر کند. اگر بیند که در تن او سوراخی بود که از آن سوراخ خون روان شد و جامه او را آلوده . کثیف کرد، دلیل که او را به قدر آن مالی حرام رسد. اگر بیند که خون از زخم و جراحت نیامد و آن جراحت تازه بود، دلیل که درمال او نقصان آید، یا از کسی سخنی سخت شنود و او را در آن ثواب است، زیرا که خون بر گناه باشد که از تن او بیرون آمد. اگر بیند که از قضیش خون بیرون آمد، دلیل است او را فرزندی از شکم مادر بیفتد. اگر که از مقعدش خون بیرون آمد، چنانکه تنش آلوده شد، دلیل است که به قدر آن مالی حرام حاصل کند. اگر بیند که ازبن دندان او خون بیرون آمد، دلیل است از خویشانش به او درد و غمی میرسد.

محمد ابن سیرین در مورد دیدن خون در خواب می گوید:

اگر خواب بیننده در خواب ببیند که بدون جراحت خون از تن آمده،یعنی اگر رشوه گیر بوده، رشوه میگیرد. اگر نه او را زیان میرسد. اگر ببیند که روی تنش جراحت بود و از آن جراحت ها خون می آید، یعنی به او زیان و غم و اندوه میرسد. اگر ببیند کسی به او شمشیر زد و خون از تنش روان شد، دلیل که بر وی زبان خلق دراز گردد و او در آن ثواب است. اگر بیند از جایگاهی که زخم است خون بیرون آمد و جامه و تن او الوده از خون شد، دلیل مالی است که به حرام بدست می آورد .

در مورد دیدن خون در خواب جابر مغربی می گوید:

اگر خواب بیننده ببیند که درجایی درخون افتاد، دلیل است به خون ناحق مبتلا شود. اگر بیند که در شهری یا کوچه ای خون همی رفت، دلیل کند بر خون آن موضع خون بسیار ریخته گردد.

 

تعبیرخواب خون آنلی بیتون:

*دیدن لکه های خون بر لباس در خواب ، نشانه دشمنانی است که میخواهند از موفقیتتان در کارتان جلوگیری کنند.

*دیدن خون در خواب ، یعنی باید از دوستان ناباب دوری کنید.

*اگر خواب ببینید از زخمی در بدنتان خون می آید نشان دهنده ی بیماری جسمی است و ممکن است در اثر شراکت با افرادی بیگانه در کار خود به پیروزی نرسید.

*دیدن خون بر دست خود ، علامت آن است که اگر بیشتر مراقب رفتار خود نباشید ، بدشانسی قریب الوقوعی در پیش خواهید داشت

  • الهه گرایلی
  • ۰
  • ۰



instagram delete www irnab ir آموزش حذف موقت اینستاگرام | بستن اینستاگرام | غیرفعال کردن اینستاگرام | حذف اینستاگرام با برگشت

آموزش پاک کردن اینستاگرام

دی اکتیو کردن اینستاگرام,آموزش حذف موقت اینستاگرام,بستن اینستاگرام,غیرفعال کردن اینستاگرام,حذف اینستاگرام با برگشت,اینستاگرام,حذف موقت اینستاگرام,حذف اینستاگرام,پاک کردن اینستاگرام

ایرناب: به درخواست بازدیدکنندگان تصمیم گرفتیم مطلبی در مورد آموزش حذف موقت اینستاگرام قرار دهیم.

بعد از مطالعه این مقاله می توانید حساب اینستاگرامتان را غیرفعال کنید و هر زمان که مایل بودید دوباره آن را به فعالیت بیندازید.

قبل از حذف موقت حساب اینستاگرام باید بدانید که:

با غیرفعال کردن اینستاگرام (به اصطلاح دی اکتیو کردن اینستاگرام) حساب شما در ظاهر پاک می شود و کسی دیگر نمی تواند حساب شما را ببینید یعنی به عبارت ساده تر در ظاهر انگار نه انگار که حساب اینستاگرامتان وجود دارد! اما هر وقت که دلتان خواست می توانید حسابتان را برگردانید با تمام پست ها،نظرات،پسندها،… .

فعال کردن حساب اینستاگرام بعد از حذف موقت: چند ساعت پس از غیرفعال کردن می توانید با وارد شدن به حسابتان دوباره حساب را فعال کنید.

آموزش بستن اینستاگرام | غیرفعال کردن اینستاگرام | حذف اینستاگرام با برگشت

مرحله اول: اول از همه یک نفس عمیق بکشید 🙂 بعد در مرورگر سایت رسمی اینستاگرام را باز کنید. (لینک)

مرحله دوم: نام کاربری و رمز عبور حسابتان را وارد کنید و روی عبارت “Log in” کلیک کنید.

مرحله سوم: به آخر کار نزدیک می شویم 🙂 در این مرحله در قسمت “Why are you disabling your account” دلیلِ غیرفعال کردن و بستن اینستاگرامتان را انتخاب کنید. (هرچه دل تَنگت میخواهد بگو! خیلی این قسمت را جدی نگیرید :))

مرحله چهارم: بعد از انتخاب دلیل بستن اینستاگرم یک قسمت با مضمومِ “To continue , please re-enter your password” برایتان ظاهر میشود. کافیست رمز اینستاگرامتان را برای بارِدیگر وارد کنید.

مرجله پنجم: حالا روی دکمه قرمز رنگ، که عبارت “Temporarily Disable Account” در آن نوشته شده کلیک کنید. بعد از آن یک پیغام ظاهر می شود؛ روی “Ok” کلیک کنید.

مرحله ششم: حالا اینستاگرام شما حذف شده است البته بهتر است بگوییم غیرفعال شده است. 🙂

  • الهه گرایلی
  • ۰
  • ۰

دانلود رمان بدون سانسور مرد بدلی

دانلود رمان بدون سانسور مرد بدلی irnab ir دانلود رمان بدون سانسور مرد بدلی

دانلود رمان بدون سانسور مرد بدلی

دانلود رمان عاشقانه مرد بدلی ، دانلود رمان بدون سانسور

ایرناب: در این مطلب لینکدانلود رمان بدون سانسور مرد بدلی برای شما آماده شده است، که موضوع آن در مورد مردی تنهاست که بعد از اتفاقاتی درگیر با یک رابطه عاطفی می شود.

قسمتی از رمان مرد بدلی: و باز هم چشم غره نصیبم شد. خندیدم و دیگر چیزی نگفتم. به خانه که رسیدیم رادان با کلیدش در را باز کرد و هر دو داخل رفتیم (…) تاخواست دوباره تمام جملاتش را تکرارکند ناخودآگاه گفتم: منو ببین!
یک دفعه مانند جن زده ها به سمتم برگشت و با دیدنم چشمانش گرد شد تا خواست چیزی بگوید گفتم: منو ببین… صدات خیلی قشنگه!
نگاه متعجبش مات شد. برای لحظه ای پلک نزد و یک دفعه تند و پشت سرهم شروع کرد به پلک زدن و در حالی که دستش را با همان دستکش صورتی رنگ کفی به سرش میکشید گفت : خب…

 

نظرات خوانندگان در مورد رمان عاشقانه مردبدلی:

شبنم گفته :
خیلی عالی بود دستتون درد نکنه…

باران ایزدی گفته :

جزو بهترین رمانهایی که خوندم فقط اخرش خیلی بهتر میتونست تموم بشه. خسته نباشی نویسنده رمان مرد بدلی
Fatima_trm  گفته :
خییییییلیییییی عاااااااااااااالییییییییی بوووووووود ………. رمان های دیگه ای از این نویسنده رو اگه میشه بهم بگید ممنون میشم

مریم  گفته :
عالی بود..من که خیلی خوشم اومد..ممنون..

 

نویسنده: فاطمه زایری

حجم : ۶ مگابایت

لینک دانلود : به در خواست نویسنده لینک از سایت حذف شد.

رمز لینک :

  • الهه گرایلی
  • ۰
  • ۰



Alireza Azar irnab ir 300x277 اشعار منتخب علیرضا آذر

ایـرناب: شما در این مطلب اشعار منتخب علیرضا آذر که از بین شعرهای او گلچین شده را میخوانید.

علیرضا آذر، شاعر دهه پنجایی و خواننده دکلمه هایی که این روزها طرفداران خاص خودش را پیدا کرده … (برای مطالعه ادامه بیوگرافی علیرضا آذر کلیک کنید.)

  • الهه گرایلی
  • ۰
  • ۰

دعای زبان بند مجرب irnabi ir دعای زبان بند مجرب

ایرناب :در این مطلب شما

  • الهه گرایلی
  • ۰
  • ۰

شعر عاشقانه علیرضا آذر ول کن جهان را قه irnab ir شعر عاشقانه علیرضا آذر    ول کن جهان را قهوه ات یخ کرد

شعر عاشقانه علیرضا آذر – ” ول کن جهان را قهوه ات یخ کرد

اینبار شما، مهمان به شعر عاشقانه علیرضا آذر معروف به ” ول کن جهان را قهوه ات یخ کرد ” هستید. شاید این شعر زیبا و عاشقانه را روی در کافه های شهرتان دیده باشید.

irnab شعر عاشقانه علیرضا آذر    ول کن جهان را قهوه ات یخ کرد

خوب است و عمری خوب می ماند / مردی که روی از عشق می گیرد

دنیا اگر بد بود و بد تا کرد / یک مردِ عــاشـــق، خوووب میمیرد 🙁

از بس بدی دیدم به خود گفتم / باید کمی بد را بلد باشم

من شیرِ پاک از مادرم خوردم / دنیا مجابم کرد بد باشم!!

دنیا مجابم کرد بد باشم / من بهترین گاوِ زمین بودم(!)

الان اگر مخلوقِ ملعونم / محبوبِ رب العالمین بودم

سگ مستِ دندان تیز ِچشمانش / از لانه بیرون زد، شکارم کرد

گرگی نخواهد کرد با آهو / کاری که زن با روزگارم کرد 🙁

هرکار می کردم سرانجامش / من وصله‌ی ناجورتر بودم

یک لکه‌ ی ننگ دائمی اما / فرزندِ عشقِ بی پدر بودم

دریای آدم زیر سر داری / دنیای تنها را نمیبینی

بر عرشه با امواج سرگرمی / پارو زدن‌‌ها را نمیبینی

ای استوایی زن ، تنت آتش / سرمای دنیا را نمیفهمی

برف از نگاهت پولکی خیس است / درماندگی ها را نمیفهمی

درماندگی یعنی تو اینجایی / من هم همینجایم ولی دورم

تو اختیار زندگی داری / من زندگی را سخت مجبورم

شعر عاشقانه علیرضا آذر

درماندگی یعنی که فهمیدم / وقتی کنارم روسری داری

یک تار مو از گیسوانت را / در رخت خواب دیگری داری

آخر چرا با عشق سر کردی ؟ / محدوده را محدودتر کردی

از جانِ لاجانت چه می خواهی ؟ / از خط پایانت چه می خواهی ؟

این درد انسان بودنت بس نیست ؟ / سر در گریبان بودنت بس نیست ؟

از عشق و دریایش چه خواهی داشت / این آب تنها کوسه ماهی داشت

گیرم تورا بر تن سری باشد / یا عرضه‌ ی نان آوری باشد

گیرم تورا بر سر کلاهی هست / این ناله را سودای آهی هست

تا چرخ سرگردان بچرخانی / با قدِ خم دکان بچرخانی …

پیری اگر روی جوان داری / زخمی عمیق و ناگهان داری

نانت نبود ، بامت نبود ای مرد ؟ / با زخم با ناسورت چه خواهی کرد ؟

پیرم دلم هم سنِ رویم نیست / یک عمر در فرسودگی ، کم نیست !

تندی نکن ای عشق کافر کیش / خیزابِ غم ، گردابه‌ی تشویش

من آیه‌های دفترت بودم / عمری خدا پیغمبرت بودم

حالا مرا ناچیز میبینی ؟ / دیوانگان را ریز میبینی ؟

عشق آن اگر باشد که می گویند / دل‌های صاف و ساده می خواهد

عشق آن اگر باشد که من دیدم / انسان فوق العاده می خواهد!

سنی ندارد عاشقی کردن / فرقی ندارد کودکی، پیری

هروقت زانو را بغل کردی / یعنی تو هم با عشق درگیری

حوّای من، آدم شدم وقتی / باغ تنت را بر زمین دیدم

هی مشت مشت از گندمت خوردم / هی سیب سیب از پیکرت چیدم

سرما اگر سخت است ، قلبی را / آتش بزن درگیر داغش باش

ول کن جهان را ! قهوه‌ات یخ کرد  / سرگرم نان و قلب و آتش باش !

این مُرده‌ای را که پی اش بودی / شاید همین دور و ورت باشد

این تکه قلب شعله بر گردن / شاید علی ِ آذرت باشد

او رفت و با خود برد شهرم را / تهران پس از او توده‌ای خالی ست

آن شهر رویاهای دور از دست / حالا فقط یک مشت بقالی ست !

او رفت و با خود برد یادم را / من مانده‌ام با بی کسی هایم

خوب دستِ کم گلدان عطری هست / قربان دست اطلسی هایم

او رفت و با خود برد خوابم را / دنیا پس از او قرص و بیداری ست

دکتر بفهمد یا نفهمد باز / عشق التهاب خویش آزاری ست

جدی بگیرید آسمانم را / من ابتدای کند بارانم

لنگر بیاندازید کشتی ها / آرامشی ماقبل طوفانم

من ماجرای برف و بارانم / شاید که پایی را بلغزانم

آبی مپندارید جانم را / جدی بگیرید آسمانم را

آتش به کول از کوره می‌آیم / باور کنید آتشفشانم را

می خواستم از عاشقی چیزی / با دست خود بستند دهانم را

من مرد شب‌هایت نخواهم شد / از بسترت کم کن جهانم را

رفتن بنوشم اشکِ خود را باز / مردم شکستند استکانم را

تا دفترم از اشک میمیرد / کبرای من تصمیم میگیرد

تصمیم میگیرد که برخیزد / پائین و بالا را به هم ریزد

دارا بیافتد پای سارا ها / سارا به هم ریزد الفبارا

سین را ، الف را ، را و سارا را ! / درهم بپیچانند دارا را !

دارا نداری را نمیفهمد / ساعت شماری را نمیفهمد

دارا نمیفهمد که نان از عشق / سارا نمیفهمد ، امان از عشق

سارای سالِ اولی ، مرد است / دستانِ زبر و تاولی ، مرد است

این پاچه سارا مالِ یک زن نیست / سارا که مالِ مرد بودن نیست

شال سپیدِ روی دوشت کو ؟ / گیلاس‌های پشتِ گوشت کو ؟

با چشم و ابرویت چها کردی ؟ / با خرمن مویت چها کردی ؟

دارا چه شد سارایمان گم شد ؟ / سارا و سیبش حرف مردم شد ؟

تنها سپاس از عشق خودکار است / دنیا به شاعرها بدهکار است …

دستان عشق از مثنوی کوتاه / چیزی نمی خواهد پلنگ از ماه

با جبر اگر در مثنوی باشی / لطفی ندارد مولوی باشی !

استادِ مولانا که خورشید است / هفت آسمان را هیچ می دیدست

ما هم دهان را هیچ می گیریم / زخم زبان را هیچ می گیریم

دارم جهان را دور می‌ریزم / من قوم و خویش شمس تبریزم

نانت نبود ؟ آبت نبود ای مرد ؟ / ول کن جهان را… قهوه‌ات یخ کرد

irnab شعر عاشقانه علیرضا آذر    ول کن جهان را قهوه ات یخ کرد

برای مطالعه اشعار عاشقانه ی بیشتر، روی شعر عاشقانه کلیک کنید.

برای مطالعه اشعار عاشقانه ی بیشتر از این شاعر، روی اشعار علیرضا آذر کلیک کنید.

برای مطالعه اشعار منتخب این شاعر، روی اشعار منتخب علیرضا آذر کلیک کنید.

برای مشاهده عکس نوشته های بیشتر، روی عکس نوشته های علیرضا آذر کلیک کنید.

برای مطالعه بیوگرافی این شاعر، روی بیوگرافی و زندگینامه علیرضا آذر کلیک کنید.

  • الهه گرایلی
  • ۰
  • ۰


irnab.ir 5 شعر عاشقانه حامد ابراهیم پور

شعر عاشقانه حامد ابراهیم پور

 

گرچه طلسم مرده‌گی مونو با زندگی باطل نمی‌کردیم

ما رو تو کوچه می‌زدن، اما دستای هم رو ول نمی‌کردیم

مثل دو تا سیاره‌ی خالی افتادیم از هفت آسمون هربار

سیلی زدن تو گوشمون هر روز چاقو زدن تو سینه‌مون هربار

پرپر زدیم و تازه دونستیم هیشکی سقوطت رو نمی‌بینه

ما زندگی کردیم و فهمیدیم که زندگی یه خـــــواب سنگینه!!

 

*شاعر: حامد ابراهیم پور*

برای مطالعه اشعار عاشقانه ی بیشتر از این شاعر روی اشعار حامد ابراهیم پور کلیک کنید.


 

برای مطالعه اشعار بیشتر روی شعر عاشقانه کلیک کنید.

  • الهه گرایلی
  • ۰
  • ۰


شعر عاشقانه اصغر عظیمی مهر 2 irnab ir شعر عاشقانه اصغر عظیمی مهر

شعر عاشقانه اصغر عظیمی مهر

irnab شعر عاشقانه اصغر عظیمی مهر

 

دفعه‌ی اول که در چشمم نگاه انداختی… / در دل معصوم من شوقِ گناه انداختی! 🙂

همزمان دل می‌بری، هم از پدر، هم از پسر!! /  یوسف و یعقوب را با هم به چاه انداختی!

فتنه بس کن! من نمی‌دانم چطوری پرکنم- / این شکافی را که در قلب سپاه انداختی!

پلک برهم می‌زنی؛ چشمک حسابش می‌کنند! / چشم‌های هرزه را در اشتباه انداختی!

-گرچه جان دربرد- اما آدم سابق نبود- / هرکسی یک‌بار در چشمش نگاه انداختی!

باز دیگ غیرتم جوشیده! فوراً جمع کن – / این بساطی را که با نازت به راه انداختی!

شاعر: “اصغر عظیمی مهر

irnab شعر عاشقانه اصغر عظیمی مهر

پی نوشت اول:

از پنجره به وضع جهان فکر می کنم / به فکرهای رهگذران فکر می کنم

احساس می کنم کمی وقت مانده است / دارم به ضایعات زمان فکر می کنم

به شهر من که بوی تعفن گرفته است / به اعتصاب رفتگران فکر می کنم

این جا نمی شود، برو، این جا نمی شود / به سرنوشت آن چمدان فکر می کنم

عاشق شدن برای رعیّت مصبیت است / این روزها به دختر خان فکر می کنم

این جاده ای نبوده که من دوست داشتم / من به خروجی اتوبان فکر می کنم

این بار جاده سفرم فرق می کند / به ارتفاع ساختمان فکر می کنم 

شاعر: سعید حیدری

irnab شعر عاشقانه اصغر عظیمی مهر

شعر عاشقانه اصغر عظیمی مهر

برای مطالعه اشعار دیگر از این شاعر روی شعر اصغر عظیمی مهر کلیک کنید.

برای مطالعه شعرهای بیشتر روی شعر عاشقانه کلیک کنید.

برای مطالعه روش های شعر خواندنِ صحیح روی اصول شعرخوانی کلیک کنید.

  • الهه گرایلی
  • ۰
  • ۰

کپشن های عاشقانه

instagram irnab ir کپشن عاشقانه برای اینستاگرام + شعر های کوتاه و عاشقانه برای کپشن اینستاگرام

کپشن عاشقانه برای اینستاگرام

کپشن عاشقانه اینستاگرام + شعر های کوتاه و عاشقانه برای کپشن اینستاگرام

.

.

چه حرف ها که درونم نگفته می ماند

خوشا به حال شماها که شاعری بلدید

#رضا_احسانپور

.

متن زیبا برای ابنستاگرام

.

روی دستم آب و دانه دادمش اما چه شد؟!

بعد عمری بر سر بام کسِ دیگر نشست

#سیدهادی_بهشتی

.

.

اینکه من لحظه ای تو را فراموش کنم

مثل این می ماند که تو ثانیه ای به فکر من باشی

#محمدحسین_ایزدی

.

شعر های کوتاه برای کپشن اینستاگرام

.

دنیای ما اندازه ی هم نیست

من عاشق بارون و گیتارم

من روزها تا ظهر می خوابم

من هر شبو تا صبح بیدارم

#رستاک_حلاج

کپشن عاشقانه

.

خنده های خوبِ زن

گونه های خیسِ مرد

دیر عاشقش شدم

دیشب ازدواج کرد …

#رستاک_حلاج

.

کپشن عاشقانه برای اینستاگرام

.

چنان در بندِ مهرت پایبندم

که گویی آهوی سر در کمندم

#سعدی

.

.

برود هر که دلش خواست شکایت بکند

شهر باید به منِ الکلی عادت بکند

#جابر_نوری

.

کپشن عاشقانه

.

زندگی کردنِ من مُردنِ تدریجی بود

آن چه جان کند تنم، عمر حسابش کردم

#فرخی_یزدی

.

.

شاید این قصع مرا بعد تو دیوانه کند

که قرار است کسی موی تو را شانه کند

#متین_شریفی

.

.

فقط با شوق میخوانی، تو از دردم چه میدانی؟!

تو جان میگیری از شعری که من را بارها کشته …

#فرامرز_عرب_عامری

.

شعر عاشقانه برای کپشن اینستاگرام

.

با دوتا چشم قهوه قاجاری

می کشی اعتراض هم داری؟!

#هانی_ملک_زاده

.

.

تو مرا جان و جهانی

چه کنم جان و جهان را؟!

#مولانا

.

متن برای عکس ابنستاگرام

.

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

#سعدی

.

.

آدمی تنهاست

با دردی که دارد

#نیما_یوشیج

.

کپشن اینستاگرام

.

آن که دل از تو بُرد، هر کس هست

بندِ انگشت کوچکم هم نیست

علیرضا آذر

.

.

تکلیف این رابطه روشن بود

ول کن پسر، سیگارو روشن کن

#محمدحسین_ایزدی

.

شعرهای زیبا برای کپشن اینستاگرام

.

دوری و زنده به گوری به هم آمیخته اند

بعد تو زندگیِ من همه اش خودکشی است

دل سپردن به غزل های غم انگیز صفاست

گوش دادن به صدای نفس چاوُشی است

یاسرقنبرلو

.

.

چمدان دست تو و ترس به چشمان من است

این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است

علیرضا آذر

.

.

کپشن عاشقانه

  • الهه گرایلی